من تو را دوست دارم تو اما تو من را دوست نداری .
من تو را دوست دارم تو اما تو من را دوست نداری .
تو او را دوست داری اما او تو را دوست ندارد
او من را دوست دارد اما من او را دوست ندارد
و در حقیقت همه ما در تنهای مطلق به سر میبریم
فکر میکنیم در جهان :
هیچکس
هیچکس
ما را دوست ندارد
معادل آن:
آنچه ميخواهيم نيستيم،آنچه هستيم نميخواهيم،
آنچه دوست داريم نداريم،
آنچه داريم دوست نداريم،اما عجيب است كه هنوززنده ايم
واميدوار
به اينكه
روزى،جايى،دركنار كسى،
بالاخره
خوشبخت خواهيم شد!
ارزش واقعی انسان به چیست؟
(این کلام از جناب علامه جعفری نقل به مضمون است)
علامه محمد تقی جعفری (رحمهالله علیه) میفرمودند:عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».برای سنجش ارزش خیلی از موجودات معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانهی آن است. اما معیار ارزش انسانها در چیست.هر کدام از جامعه شناسها صحبت هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.بعد گفتند: وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق میورزد.کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه ی خداست.علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسها صحبتهای مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیهالسلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه میفرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازهی چیزی است که دوست میدارد».وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .حضرت علامه در ادامه میفرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش میآید؟ در واقع میفهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی ارزش است! اینجاست که ارزش «ثار الله» معلوم می شود. ثار الله اضافه ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه ی خدای متعال است
سیستم ِ فکری ِ یک مدیر !
برای اینکه مدیر بشی باید صد در صد کور باشی.یعنی نبینی.دیدی هم خودت رو به ندیدن بزنی و به همه حالی کنی که هیچ مشکلی در کار ؟ آباریک الله ! نیست !
اگه می خوای مدیر بشی یه جمله رو همیشه باید روی زبونت داشته باشی : بودجه نداریم.
اگه مدیر شدی باید سفت و سخت میزت رو بچسبی و ولش چی ؟ نکنی !
وقتی مدیر شدی باید حتما تو سر کسایی بزنی که با تو فکر متفاوتی دارن و همه جوره بهشون حالی کنی که مغزشون با مغز ِ الاغ تعویض شده.
برای مدیر شدن لازمه مقدار زیادی پاچه میل بفرمایید.کتان و جین و... فرق نداره ! فقط مال ِ مسئول ِ بالاسری باشه
وقتی مدیر شدی اصلا و ابدا هر کسی رو به اتاقت راه چی؟ نده ! اگه طرف خودکوشون کرد هم راهش چی؟نده ! بگو دارم چیز می نویسم یا جلسه دارم و...
برای اینکه مدیر باشی باید واسه خودت طرفدار جور کنی.به هر جوری... مثلا پاچه ت رو تعارفشون کن که میل کنن...
اوه ! خسته شدم... کلا خیلی باید روی خودت کار کنی تا مدیر شی!
سه نکته !
اول:در کتاب نکاح دیدم که ازدواج با دو خواهر در یکوقت جایز نیست.
چون فهمیدم که دنیا و آخرت دو خواهرند بین این دو جمع نکردم و یکی را اختیار نمودم.
دوم:در کتاب طلاق خواندم با زنی که پیغمبر طلاق داد نباید ازدواج کرد.
چون دیدم پیغمبر دنیا را سه طلاقه کرده او را به زنی نگرفتم.
سوم:در کتاب خرید و فروش دیدم گندم را چون به گندم فروشند باید هردو به یک اندازه باشند و زیادی یک طرف حرام است.
لذا به اندازه عمر روزی طلب می کنم که مازاد حرام است
منبع:کشکول منتظری،ج2،ص437
دو برداشت از یک موضوع!
2- تا خدا رو از یاد می برم گرفتاری هام شروع میشه
خصلت و خلوص !
ولی ؟!!! چه جوابی می شه پیدا کرد؟
